* به جای کلمه های کُمیک و پست کلمه ی فارسی گویایی اگه دارید لطفن به من هم بگید.
۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه
های اینگو!
* به جای کلمه های کُمیک و پست کلمه ی فارسی گویایی اگه دارید لطفن به من هم بگید.
۱۳۸۹ آبان ۲۵, سهشنبه
روایت دوم
۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه
سیستم بین المللی واحدهای اندازه گیری
۱۳۸۹ آبان ۱۸, سهشنبه
مردی از زمین
۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه
پاییزها زمین هم مست می شود
البته این فقط حس و حال من نیست. در واقع، در پاییز که برگ درخت ها می ریزند مقدار قابل توجهی جرم در راستای شعاع زمین جابه جا می شود که ممکنه سرعت دورانی زمین را زیاد کنه. اما در بهار دقیقن به عکس درخت ها همین جرم را در دوباره به شاخه ها و برگ ها می برند و سرعت کاهش می یابد. درست مثل وقتی که دست هاتون را در حال چرخیدن باز کنید.
۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه
جورج و تکالیف ریاضی اش
در سال 1939 در دانشگاه برکلی کالیفرنیا، یک دانشجوی دوره ی دکترای ریاضی با تاخیر وارد کلاس آمار اش شد. او که دیر رسیده بود، دو سوالی را که روی تخته سیاه نوشته شده بود را رونویسی کرد و با این تصور که آنها به عنوان تکلیف هستند، حل شان کرد و مدتی بعد به استاد اش تحویل داد. شش هفته بعد استادش با او تماس گرفت و گفت که یکی از اثبات های او را به شکل مقاله ای بر چاپ آماده کرده است! در واقع او دوتا از مسایل حل نشده ی آمار را حل کرده بود. نام این فرد جورج دانتزیگ است.
امروز که داستان این اتفاق را خواندم خیلی لذت بردم. مخصوصن آنجایی که جرج مسایل را به استاد اش می دهد و می گوید:
[...] ببخشید که تکالیف ام را دیر انجام دادم-به نظرم اینها کمی سخت تر از تکالیف معمول بودن.
[...] تصور اینکه کاری نشدنی است، آن کار را برای ما نشدنی می کند [...]
اگر جورج می دانست که چیزی که روی تخته نوشته شده دو مساله ی حل نشده است آیا می توانست آنها را حل کند؟ یا اگر می توانست، آیا این کار به سادگی حل تکالیف در منزل بود؟
جورج بعدها آدم سرشناسی شد و به درجه استادی هم رسید. ماجرای کامل داستان را می توانید اینجا بخوانید.
این داستان بن مایه ی فیلمی به نام گود ویل هانتینگ (1997) شد.
۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه
لینک به یک ویدیو در یوتیوب
۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه
کلایپیستر سابدپرسوس
۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه
۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه
احتمال اینکه دو عدد تصادفی برابر باشند چقدر است؟ (2)
گفته بودم که می خوام نمودار n در برابر a را که در پست دیگری معرفی کردم به دست آورم. در شکل زیر نمودار کوچکتر تغییرات n نسبت به a را در مقیاس لگاریتمی را نشان می دهد و شکل بزرگتر همان نمودار در محدوده ای است که اختلاف دو عدد، a، به سمت یک میل می کند. همانطور که می بینید این نمودار به جز برای شرایطی که a به یک نزدیک می شود خطی است.
همانطور که هومن هم در کامنت پست قبلی گفته است، احتمال اینکه دو عدد تصادفی با اختلافی کمتر از a داشته باشیم برابر با 2*a است (و به این ترتیب n برابر با 1/(2*a) است) و رایانه نیز همین نتایج را به دست می دهد. اما در شرایطی مرزی، وقتی عددی در محدوده ی نزدیک به صفر و یک انتخاب بشود عدد دوم مقداری از شانس خود را برای همسایگی با عدد اول از دست می دهد، چون نمی تواند بزرگتر از یک ویا کوچکتر از صفر باشد. وقتی a خیلی کوچکتر از یک باشد این اتفاق چندان اهمیت ندارد، اما وقتی که مقدار آن به یک نزدیک شود می توانیم اثر آن را بر مقدار n ببینیم. نمودار ما نیز همین مطلب را نشان می دهد.
البته منظور من از این آزمایش بیشتر مشاهده ی رفتار رایانه در انتخاب عدد تصادفی بود. چون همانطور که می توان تصور کرد هر عدد تصادفی در رایانه توسط فرایندی (پروسه ای) انتخاب می شود و من کنجکاو بودم که بدانم آیا ممکن است که این فرایند انتخاب در برنامه ای مثل متلب از روند خاصی پیروی کند. و آیا دو عدد تصادفی پشت سر هم ممکن است رابطه ای با هم داشته باشند؟ تجربه ی من در اینجا محدود به چند میلیون بار تکرار در یک برنامه ی ساده است که نشان می دهد که می توان به ماهیت تصادفی بودن اعداد در این برنامه اعتماد کرد. البته من از جزییات فرایند انتخاب عدد تصادفی چیزی نمی دانم ولی خوشبختانه دقت اجرا در برنامه من را تحت تاثیر قرار نمی دهد :).
۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه
پروتیین های حیوانی و سرطان
امروز دو ویدیوی جالب از کالین کمپل دیدم که واقعن تکان دهنده بود. او در پژوهش های طولانی خود به این نتیجه رسیده است که پروتیین های حیوانی و احتمالن رژیم غذایی گوشتی عامل مهمی در ایجاد و گسترش بیماری ها، به خصوص سرطان ها، هستند. او کسی است که خودش هم با توجه به نتایج بررسی های اش رژیم گیاهی را در پیش گرفته است. او درباره ی رابطه ی گوشتخواری با تغییرات شدید آب و هوا که شاهد آن هستیم نظرات جالبی دارد. بنابر گفته ی او 50 درصد از گاز متانی که در تغییرات آب و هوایی نقش مهمی دارند از فرایندهای مربوط به دامداری تولید می شوند که بسیار قابل توجه است.
من در مورد رژیم گیاهی هنوز دیدگاه کاملی ندارم، اما یکی از موضوعات مورد علاقه ی من همین موضوع است، چون شخصن علاقه ی زیادی به غذاهای گوشتی ندارم. شاید به همین زودی ها تغییر رژیم دادم :).
این ویدیو که کوتاهتر بود را اینجا گذاشتم تا ببینید. اما ویدیوی طولانی تر را می توانید در اینجا ببینید.
احتمال اینکه دو عدد تصادفی برابر باشند چقدر است؟
تصور کنید که دو عدد تصادفی (رندوم) حقیقی بین صفر و یک را انتخاب می کنیم. احتمال اینکه این جفتِ تصادفی مساوی باشند چقدر است؟ از نظر ریاضی پرواضح است که این احتمال روبه صفر میل می کند، چون تعداد اعداد حقیقی بین صفر و یک بی نهایت است. اما در دنیای واقعی چطور؟ در واقع این به میزان دقت ما بستگی دارد. در مورد این دو عدد تصادفی میزان دقت را می توان به اختلاف بین دو عدد تعبیر کرد. مثلن می توانیم بگوییم اگر اختلاف دو عدد کمتر از یک صد هزارم بود آنها مساوی هستند.
من یک برنامه ی ساده درمتلب به این ترتیب نوشتم:
- دو عدد تصاوفی بین صفر و یک را پشت سر هم انتخاب کن
- اختلاف آنها را محاسبه کن (این مقدار را a می نامیم.)
- اگر اختلاف آنها کمتر از یک صدهزارم بود برنامه را متوقف کن
- تعداد دفعات این تکرار را تا زمانی که برنامه متوقف شود بشمار
خروجی این برنامه تعداد دفعاتی است که رایانه دو عدد تصادفی متوالی را حساب کرده، تا زمانی که اختلاف آن دو عدد (a) کمتر از یک صدهزارم باشد. برای اطمینان از نتیجه می بایست این فرایند را به اندازه ی کافی تکرار کرد و یک مقدار میانگین به دست آورد. من این برنامه را یک میلیون بار تکرار کردم (البته من این کار را نکردم، رایانه این کار را کرد :)). نتیجه این عدد بود: 50000.259 (اجازه بدهید که این عدد را n بنامیم). به این ترتیب به طور متوسط از هر 50000 بار انتخابِ متوالی ِ دو عدد تصادفی، یک بار این دو عدد مساوی هستند.
حالا شاید بپرسید چرا به این مساله فکر می کردم؟ خوب راستش داشتم برنامه ای می نوشتم که در آن قرار بود یک جفتِ تصادفی را بارها انتخاب کنم (مثلن صدهزاربار) و می خواستم بدانم احتمال اینکه این جفت مساوی باشند یا خیلی به هم نزدیک باشند چقدر است. همانطور که نتیجه ی به دست آمده می گوید، در هر صدهزار بار به طور متوسط دوبار این مساله اتفاق می افتد که خوشبختانه برای برنامه ی من مشکلی نبود :).
بعد از آن کنجکاو شده بودم بدانم که مقدار n نسبت به a چگونه تغییر می کند؟ هنوز وقت نکردم جواب این یکی را پیدا کنم. این کار باشد برای پست بعدی.
۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه
۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه
چرا فلامینگو روی یک پای اش می ایستد؟
بعد از این همه دوری از وبلاگ نویسی به دلیل نداشتن وقت کافی، امروز چیزی به چشمم خورد که به نظرم آنقدر جالب و کوتاه بود که بنویسم اش.
حتمن دیده اید که فلامینگوها روی یک پایشان می ایستند و شاید برای شما هم سوال بوده که چرا اینطور است؟ جواب های مختلفی به این سوال داده شده. مثلن یک نظریه این هست که با ایستادن روی یک پا، فلامینگو کمتر خسته می شود و نظریه دیگر می گوید که با ایستادن روی یک پا، فلامینگو شانس بیشتری برای فرار از حمله ی احتمالی شکارچی ها خواهد داشت.
اما بررسی های جدیدی که در دانشگاه فیلادلفیا نشان داده است که فلامینگو ها روی یک پای شان می ایستند تا گرمای بدن شان را کمتر از دست بدهند. بررسی ها نشان دادند که فلامینگو ها معمولن بیشتر در آب روی یک پای خود می ایستند و این منطقی به نظر می رسد، چون انتقال گرما در آب بیشتر از هواست و در نهایت انرژی بیشتری می تواند از بدن خارج شود.
البته این ایده هم پیشنهاد شده است که ایستادن روی یک پا کار به جریان خون کمک می کند تا به جاذبه زمین غلبه کند. که به هرحال این نیز در نهایت به مساله ی ذخیره سازی انرژی در بدن آنها بر می گردد.
